العلامة المجلسي
824
حياة القلوب ( فارسي )
عرض كرد : بلى اى پروردگار من . پس خدا اسم أعظم را به أو وحى كرد وفرمود : مرا به اين نام بخوان تا ايشان را زنده گردانم . چون حزقيل اسم أعظم الهى را خواند ، نظر كرد به استخوانها كه پرواز مىكردند بسوى يكديگر تا بدنها ايشان درست شد ، همه به يكديگر نظر مىكردند وتسبيح وتكبير وتهليل مىگفتند ، پس حزقيل گفت : شهادت مىدهم كه حق تعالى بر همه چيز قادر است « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : اين جماعت در روز نوروز زنده شدند ، وخدا وحى فرستاد بسوى آن پيغمبرى كه براي ايشان دعا كرد كه : آب بريز بر استخوانهاى ايشان ، چون بر ايشان آب ريخت زنده شدند وايشان سى هزار كس بودند ، به اين سبب در ميان عجم شايع شده است كه در روز نوروز بر يكديگر آب مىپاشند وسببش را نمىدانند « 2 » . در حديث معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه : در ضمن حجتها كه بر يكى از زنادقة تمام كرد وأو را به اسلام در آورد اين حديث بود وفرمود كه : جماعتى از وطنهاى خود بيرون آمدند واز طاعون گريختند وعدد ايشان را احصا نمىتوانست كرد از بسيارى ايشان ، پس خدا ايشان را هلاك كرد وآن قدر ماندند كه استخوانهاى ايشان پوسيد وبندهاى بدن ايشان گسيخته شد وخاك شدند . پس خدا در وقتي كه خواست قدرت خود را بر خلق ظاهر گرداند ، پيغمبرى را برانگيخت كه أو را حزقيل مىگفتند ، پس دعا كرد وايشان را ندا كرد ، پس بدنهاى ايشان جمع شد وروحهاى ايشان به بدنها برگشت وبه هيئت روزى كه مرده بودند زنده شدند ويك كس از ايشان كم نيامد ، بعد از آن مدت بسيار زندگانى كردند « 3 » . به سند معتبر منقول است كه : حضرت امام رضا عليه السّلام چون در حضور مأمون با جاثليق
--> ( 1 ) . كافى 8 / 198 . ( 2 ) . المهذب البارع 1 / 195 . ( 3 ) . احتجاج 2 / 231 .